تبليغاتX
ماه تلخ -

تن شالیزار خسته است از بارش مدام

 

ساقه ها به هم می پیچند و نوک لخت شان را به تن آسمان می کشند

 

آفتاب از شیار شیروانی خانه ها قل می خورد و روی زمین می افتد

 

چادر شب هاشان را به کمر بسته اند و نشاء می زنند زمین خفته را

 

لباس های خیس آویخته به طناب چکه می کنند

 

گاو های چاق کسل سرشان لای چمن ها گم شده و برای هر نسیمی دمی می تکانند

 

بالا و پایین می رود

چپ و راست می شود

به هم می پیچد

ساقه های خشکیده که بغل می کند سرخی انار و زردی لیمو را

 

سبد حصیری تاب می خورد و انار سرخ بی تاب می پرد بیرون

 

دخترکان سرخوش قلب انار را به سادگیشان تقسیم می کنند.

نوشته شده توسط تهمینه بهرامعلیان در ساعت 16:16 | لینک  |